تبليغاتX
فرزند انقلاب
مثل اینکه طرفدرای آقای موسوی یه امام دیگه دارن که اونا پیرو اون خط امامن. چون بعضی حرف ها رو از یه امام نقل میکنن که تو صحیفه های امام خمینی (ره) نیست. و فقط برای جریان سیاسی جنبش سبز کاربرد داره؟ مثل جمله پایین:

سپاه بايد پشت مردم باشد اصل مردمند ارتش هم بايد پشت مردم باشد ارتش وسپاه بايد بگويند جانم فداي مردم اگر بگويد جانم فداي رهبر انحراف است اصل مردمند رهبر هم جانش فداي مردم است ما همه براي مردميم سپاه بايد از حقوق مردم دفاع کند.پشتيبان مردم باشد.اگر ب...گويد جانم فداي رهبر که اين ميشود همان زمان شاه پس مردم برا ي چي انقلاب کردند-

صحيفه نور جلد سوم پاراگراف 132

تو صحیفه ما (صحبت های امام خمینی ره) جلد سوم مربوط به صحبت های امام خمینی (ره) از مهر 52 تا مهر 57) که اصلا سپاه وجود نداشته که امام بخواد در باره اش نظر بده! در ضمن پاراگراف 132 یعنی چی؟

تازه هیچ جای صحیفه هم چنین جمله ای پیدا نمیشه!

شاید طرفدارای آقای موسوی مثل یهودی ها نشستن و برای خودشون یه صحیفه دیگه در آوردن که اهداف سیاسیشون رو برآورده کنه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 17:7  توسط فرزند انقلاب  | 

این مطلب برای چاپ در  نشریه دانشجویی ره جو نوشته شده است.

16 آذر سال که نماد استکبار ستیزی جنبش دانشجویی است متأسفانه امسال به روز اغتشاشگران تبدیل شده است. روزی که در آن به ساحت دانشگاه و دانشجو توهین می شود؟ درب های دانشگاه شکسته می شود، دانشجویی که با سلاح قلم وارد دانشگاه می شود اینبار شاهد بود کسانی با سنگ و چوب وارد دانشگاه شده اند تا اعتقادات دانشجویان را زیر پا بگذارند.

در 16 آذر 32 حکومت دست نشانده آمریکا گلوله های خود را به سینه دانشجویان انقلابی دانشگاه روانه ساخت.در 16 آذر امسال جریان آمریکایی بار دیگر پا به دانشگاه گذاشت تا یک بار دیگر دانشجویان انقلابی را مورد تهاجم قرار دهد. امروز سلاح این جریان تفنگ و گلوله و سرنیزه نیست، امروز این جریان با فتنه و توهین و تزویر به سراغ دانشگاه آمده است.

16 آذر  امسال مزدورانی پا به دانشگاه گذاشتند« که با شش لول هایشان حاضرند هرآنچه را که با منافع آمریکا در تضاد است از میان بردارند.(1) » دانشگاه انقلابی که بعد از 56 سال هنوز فریاد آمریکا ستیزی آن بلند است، باید هم مورد هجوم  قرار گیرد.

 پس از انتخابات 88 جریانی در بستر جهل و نیرنگ به وجود آمد که ادعای خط امام داشت اما این جریان در 16 آذر 88 خود زنی کرد و دست به هتک حرمت ساحت مقدس امام خمینی (ره) زد.  البته ماهیت این جریان از همان ابتدا معلوم بود از همان روزی که در حضور رهبر این جریان برای مرگ امام (ره) هورا کشیدند و کف زدند(2).

کدام جریان دانشجویی است که توهین و هتک حرمت را تأیید می کند؟ چرا کسانی باید حق داشته باشند که به نام ظلم ستیزی ظلم کنند؟ چرا باید با شعار مرگ بر دیکتاتور، دیکتاتوری راه بیاندازند؟ امروز در دانشگاه صدای پای دیکتاتوری می آید! دیکتاتوری با قبای سبز رنگ! سبز مخملی!

دیکتاتوری که جام هفت خط قدرت را سرکشیده و در مستی آن توهم تقلب دارد. جریان سبز با نفسی که غبار فتنه را در دانشگاه پراکنده نموده است. هتاکی می کند؟ از سعه صدر دانشجویان انقلابی سو استفاده نموده و به اعتقادات آنها توهین می نماید.

اما چرا توهین می کند؟ وی می خواهد که کشته بدهد! می خواهد برای 16 آذر خود کشته سازی کند تا 16 آذری را که در آن شعار مرگ بر آمریکا خود نمایی می کند را به سود خود مصادره کند. می خواهد 3 قطره خون را از جنبش دانشجویی برباید.

ساحت دانشگاه امروز مورد هجوم دانشجو نمایانی شده است که فحاشی، توهین و توحش سیاسی از نمونه های بارز این جریان می باشد. متأسفانه امروز دیگر این جریان دانشجویی مستقل نیست و سیاست خیابانی رهبران خود را پی گیری می نماید.

اما دانشجویان انقلابی هنوز راه دانشجویان قربانی شده سال 32 را فراموش نکرده اند، هنوز راه شهید علم الهدی را فراموش نکرده ایم هنوز این سخن امام که فرمودند: « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد» در رفتارشان جاریست و نخواهند گذاشت این انقلاب به دست نا اهلان افتد.

شهید صبوری - دانشجوی رشته مهندسی معدن دانشگاه صنعتی امیرکبیر و هم رزم شهید همت(3) – در وصیت نامه خود چه زیبا گفته است:« حمد و سپاس خداي را كه نعمت وجود رهبر كبير انقلاب را به ما ارزاني داشت و توفيق خدمت و خادمي دولتش را به ما عطا فرمود. شكر و سپاس بيكران به درگاه خداوند كريمي كه بر ما منت نهاد و انقلاب اسلامي را به همه ما عطا فرمود و بدين‌وسيله نعمتش را بر ما تمام گردانيد».

سخن شهید صبوری ها همچنان جاریست.

(1)- اشاره به صحبت های گری سیک پس از بازگشت از ایران گفت: :«من در ایران روشنفکرانی را دیدم که اشاره های ما را دنبال می کنند. آنها شش لولی را بالا برده اند تا هرکس و هرچه را که با ما ناسازگار است، هدف قرار دهند مثلا حتی ولایت فقیه را که تکنولوژی برتر ما را درطبس در اراده برتر خود دفن کرد.» (م. سلحشور، تهاجم شيطاني، انتشارات اسلامي، چاپ اول، بهار 1380، ص 57)

(2) -  طرفداران میرحسین موسوی در یکی از جلسات انتخاباتی با حضور خود وی هنگام پخش تصاویر رحلت امام کف زدند و هورا کشیدند

(3)- . شهيد همت، او علی صبوری را خيلي دوست داشت و وقتي علي شهيد شد گفت طاقت ديدن جنازه علي را ندارم.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 19:42  توسط فرزند انقلاب  | 

جنبش دانشجویی همواره به خاطر روحیه آرمان خواهی و ظلم ستیزی خود در مقابل استکبار  سر خم نیاورده و همواره توانسته ریشه های آن را بخوبی بشناسد و با آن به مبارزه بپردازد. حس استعمار ستیزی و ظلم ستیزی را می توان در جای جای تاریخ جنبش دانشجویی مشاهده نمود حتی قبل تأسیس دانشگاه تهران.

در سال 1309 دانشجویان ایرانی مقیم اروپا با تشکیل کنگره ای در کلن آلمان رضا شاه را آلت دست امپریالیسم انگلیس خواند و رژیم شاهنشاهی به مخالفت پرداختند. اما دانشگاه تهران در سال 1313 تأسیس گردید رضا شاه بسیار تلاش کرد که روحیه آزادی خواهی و استکبار ستیزی در دانشجویان شکل نگیرد و تنها فرهنگ غربی در ذهن دانشجویان شکل گیرد اما رفته رفته جنبش دانشجویی نسبت به ظلم و جور زمان واکنش نشان می دادند. در سال 1316 دانشجویان در روز بازدید ولیعد از دانشگاه کلاس ها را در اعتراض به هزینه های هنگفت برای این مراسم تعطیل کردند در این برنامه تنها 120000 ریال هزینه خرید ادکلن برای معطر کردن سالنهای دانشگاه شد.

این دوران را که می توان دوران تأسیس دانشگاه تهران نامید وجود حکومت خودکامه رضا شاه، گشترش فرهنگی غربی و ایده های شوونیستی ایران باستان، استیلای بیگانگان و ... موجبات نارضایتی دانشجویان و دانشگاهیان را فراهم نمود.

در دهه 1320 نیز حضور قدرتهای بیگانه نظیر شوروی، انگلیس و آمریکا و نفوذ آنان در کشور برای کسب امتیاز نفت ایران نیز باعث شد که در دانشگاه دانشجویان نسبت به این مسئله حساس شده و مهمترین زمینه ها را برای شکل گیری جنبش دانشجویی ایجاد نمودند.

پس از آن با شکل گیری کودتای 28 مرداد و دخالت بیگانگان علیه دولت ملی موجب شد که دانشجویان بیش از پیش روحیه استکبار ستیزی در آن ها ایجاد شود. در 18 آذر همان سال قرار بود که نیکسون معاون اول رئیس جمهور آمریکا به ایران بیاید. و رژیم شاهنشاهی برای زهر چشم گرفتن از دانشجویان و برای اینکه این حس بوجود آمده در دانشجویان برای حضور نیکسون مشکلی بوجود نیاورد گارد خود را وارد دانشگاه تهران نمود که در آن روز 3 تن از دانشجویان در راه مبارزه با آمریکا جان خود را از دست دادند. اما خون این دانشجویان جوشید و در روز 18 آذر  همزمان با ورود نیکسون تظاهرات دانشجویی به مناسبت سومین روز در گذشت 3 دانشجوی پرپر شده، برگزار گرید و در اعتراض به دولت برآمده از کودتای 28 مرداد 15روز دانشجویان کلاس ها را تعطیل نمودند.
پس از این حادثه می توان در تمامی دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این روحیه استکبار ستیزی را مشاهده نمود تا اینکه پس از پیروزی شکوه مند انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 دانشجویان پیرو خط امام در اقدامی انقلابی لانه جاسوسی آمریکا را به تسخیر در آوردند که امام خمینی (ره) از آن به انقلاب دوم تعبیر نمودند.

امروز پس از 55 سال از حادثه 16 آذر به عنوان نماد استکبار ستیز جنبش دانشجویی، هنوز هم دانشجویان پر خون تر از گذشته در مقابل استکبار و عیادی آن ایستاده اند و هنوز هم آمریکا در رأس همه مستکبران قرار دارد.
آمریکاه همچنانه مزورانه قصد دارد در لباس میش سیاست های استعماری خویش را در منطقه پیش ببرد. آمریکا امروز شعار تغییر سر داده است و از صلح و پایان نزاع صحبت می کند. دیگر دیپلماتیک سخن نمی گوید و عوام پسندانه سخن می راند. اوباما از عملکرد گذشته آمریکا انتقاد می کند و به اشتباه در باره سایر کشورها لب به اعتراف می گشاید.

آمریکا تنها نقاب خود را عوض کرده است. اعمال و رفتارها و شواهد و قرائن نشان دهنده دسیسه جدیدی از سوی صاحبان زر و زور است.

هنوز هم تفنگداران آمریکایی دانشگاه را نشانه گرفته اند. اما اینبار دیگر توان حضور فیزیکی ندارند و قصد دارند از طریق هجمه فرهنگی، قدرت نرم به دانشگاه حمله ببرند. امروز  دشمن دانشگاه را دروازه غرب می داند و دانشگاه را به عنوان تنها راه نفوذ به ایران انتخاب نموده است.

جنبش دانشجویی همچون گذشته توانسته است که این دسیسه نو را شناسایی کند و در مقابل آن بایستد. 13 آبان با شکوه امسال و حضور چشم گیر دانشجویان نشانه این هوشیاری است. 16 آذر امسال نیز فرصتی برای به نمایش گذاشتن شعله های استکبار ستیزی دانشجویان است.
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 10:55  توسط فرزند انقلاب  | 

 باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا با دستور کاري جديد روي کار آمد. وي که شعار تغيير را در صدر شعارهاي خود قرار داده است سعي مي کند چهره اي متفاوت از آمريکا به نمايش بگذارد. جرج بوش که در دوران رياست جمهوري خود در منطقه خاورميانه در نقاط مختلف مشغول جنگ شد. آمريکا به بهانه مبارزه با تروريسم و با پشتوانه مظلوم نمايي که توانسته بود از انفجار برج هاي دوقلو توانسته بود بدست بياورد به افغانستان حمله کرد تا طالبان را که زماني خود بوجود آورده بود را از بين ببرد و بن لادن را دستگير نمايد. اما پس کشتن هزاران غير نظامي در افغانستان و  آواره نمود ملت افغانستان نتوانست به اهداف اعلام شده خود دست يابد.

جنگ طلبي آمريکا در اين دوران به افغانستان ختم نشد. عراق گزينه ديگر براي افزايش حضور نظامي آمريکا در منطقه بود. آمريکا به بهانه سلاح هاي کشتار جمعي به عراق حمله نمود و رژيم صدام را سرنگون کرد اما هيچگاه اثري از سلاح هاي کشتار جمعي در عراق پيدا نکرد. اين تجاوز دستاوردي جز کشتار و افزايش تروريسم بين الملل در منطقه دستاوردي نداشت.

آمريکا در مواجهه با ايران به طور مستقيم از جريان برانداز و استحاله طلب در ايران حمايت مي نمود و به طور علني براي براندازي جمهوري اسلامي ايران بودجه تصويت مي‌کرد. و ايران را محور شرارت مي‌خواند.

اين نوع برخورد آمريکا با کشورهاي منطقه موجب شده بود که چهره بين المللي آمريکا بشدت تخريب شود و آمريکا اعتبار خود در بين مردم منطقه را از دست دهد و در تمام منطقه از آمريکا به عنوان يک چهره متجاوز ياد مي شد. بوجود آمدن اين نوع نگاه در بين مردم منطقه حضور آمريکا در منطقه را با چالش جدي مواجه کرده بود.

تصميم گيرندگان آمريکا «تغيير» را راه حل برون رفت آمريکا از اين چالش مي‌ديدند. باراک اوبا ماموريت انجام پروژه تغيير را بايد بر عهده مي گرفت. رئيس جمهوري سياه پوست؛ در طور تاريخ همواره از سياه پوستان به عنوان برده استفاده مي نمود و سياه پوست بودن معادل بردگي بود. همواره اين نژاد باري از مظلوميت را با خود داشته است.

پخش تصاوير گريه سياه پوستان ساير کشورها به هنگام پيروزي اوباما فضاي عاطفي را ايجاد نمود که يادآور همان مظلوميت سياه پوستان است. حال رئيس جمهوري با اين ويژگي ها شعار تغيير سر داده است و از صلح و پايان نزاع صحبت مي کند. ديگر ديپلماتيک سخن نمي گويد و عوام پسندانه سخن مي راند. اوباما از عملکرد گذشته آمريکا انتقاد مي کند و به اشتباه درباره ساير کشورها لب به اعتراف مي گشايد.

اما آمريکا را چه شده است؟ از سياست‌هاي خود دست کشيده است؟ يعني اوباما مي خواهد در مقابل سياست ها پيشين آمريکا قرار گيرد؟ آيا سرمايه داران صهيونيستي آمريکا به اوباما به وي اجازه خواهند که با پايان دادن به جنگ سود فروش اسلحه را براي آنان نابود سازد؟... خير! آمريکا تنها نقاب خود را عوض کرده است. اعمال و رفتارها و شواهد و قرائن نشان دهنده دسيسه جديدي از سوي صاحبان زر و زور است.

آمريکا در نطق سالانه خود در سازمان ملل درباره پايان منازعات در جهان سخن گفت: « وجود منازعات در جهان هيچ زياني به سياست مداران نمي رساند. اما اين دختر اسرائيلي است که بر اثر موشک هاي فلسطيني ها دچار ترس و وحشت مي شود.» عمق دسيسه و مکر دولت اوباما در اين سخنراني به خوبي آشکار است. در اين نطق منظور اوباما از پايان منازعات کاملا قابل درک است. روند صلحي که وي از آن دم مي زند تنها به سود هم پيمانان خودش است. وي هيچگاه نمي‌خواهد اعلام کند که اين اسرائيل است که به خاک فلسطين تجاوز مي کند و به دنبال نسل کشي آنهاست.

آمريکا در مواجهه با ايران قصد داشت هوشمندانه تر از قبل عمل کند اما موفق به اينکار نشد. همواره همراهي هاي آشکار آريکا از جريان تجديد نظرطلب داخلي موجب مي شد که مردم نسبت به اين دخالت ها آگاه شوند و اين جريان را طرد نمايند. اما در اين دوره آمريکا سعي مي کرد ردپاي خود در انتخابات ايران را پنهان نمايد اما باز هم‌ موفق نبودند. (چگونگي دخالت آمريکا در انتخابات ايران در نوشتاري ديگر به تحرير در خواهد آمد)

اوباما در راستاي ديپلماسي عمومي رابطه مستقيم با ملت ها را در پيش گرفت که از جمله آنها مي توان به پيام تبريک وي براي آغاز عيد نوروز اشاره نمود. وي به بهانه صلح مي  خواهد فعاليت هاي هسته اي ايران را متوقف سازد. و به همين جهت وي در رابطه با ايران، مذاکره بر سر پرونده هسته اي ايران را در اوليت کاري خود  اعلام نموده است.

در راستاي جبهه گيري جديد آمريکا و اينکه اوباما به عنوان ناجي دنيا معرفي گردد. جايزه  صلح نوبل به وي اعطا مي شود. اين اولين باري نيست که چنين کاري صورت مي پذيرد. در گذشته  نيز  جايزه صلح نوبل به انور سادات و يک مقام اسرائيلي (شيمون پرز) بخاطر امضاي قرارداد صلح داده شد. در حالي که همين مقام اسرائيلي يکي از فجيع ترين کشتارها را عليه مردم فلسطين انجام داده بود. اوباما با تأکيد خود بر صلح خود را به عنوان يک منجي نشان مي دهد و سعي دارد به تمام ملت دنيا بفهماند که کليد حل تمام مشکلات دنيا در دستان آمريکا است. تا بتواند با ايجاد چنين فضايي خود را نسبت به اعمال خود توجيه نمايد.

آمريکا هم اکنون در افغانستان دچار  مشکل شده است و فرمانده ارشد آمريکا در منطقه تقاضاي نيروي کمکي نموده است اين در حالي است که روزانه تعدادي از مردم بي دفاع افغان کشته مي شوند و آقاي تغيير نسبت به اين تنش ها بي تفاوت است.

در برخورد با آمريکا نبايد فراموش نمود که اوباما همان نقش بازيگران سياه پوست را در سينماي هاليوود بازي مي کند. در سينماي هاليوود سياه پوستان هميشه در فيلم نقش يک مقام مهم را بازي مي کنند اما در حقيقت نقشي غير از مهره ندارند و کسي ديگر پشت پرده است.

آمريکا حرکتي خزنده را در راستاي سيطره خود بر دنيا آغاز  نموده است. سلطه اي خاموش که براي مبارزه با آن بصيرت بالايي مورد نياز است. هر روز که در گذر است ابعاد جديد از اين فتنه در حال آشکار شدن است. در فتنه ها معمولا حق و باطل را بسختي مي توان از  هم جدا نمود و حق و باطل در هم آميخته شده اند و تشخيص آن مشکل است.  ابعاد اين فتنه را زماني مي توان درک نمود که قرار است کودکان اسرائيل به عنوان قرباني و فلسطين به عنوان متجاوز و تروريسم معرفي شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 14:23  توسط فرزند انقلاب  | 

کشورهای غربی بخصوص آمریکا همواره کشور ایران را با شوری مقایسه می کنند و سعی دارند پروژه هایی را که در آنجا پیاده نموده اند را در مورد ایران اجرا کنند. انیستیتو بروکینگز که مرکز مطالعات استراتژیک جمهوری خواهان است نیز به این مطلب اشاره نموده است.

مقایسه موسوی و گورباچوف در نیز قابل تأمل است. گورباچوف و یلدسین در فروپاشی شوری بسیار موثر بودند و همواره سعی کردند که سیاست های نزدیک به غرب را برای نجات شوری اجرا  کنند اما همین زمینه ساز فروپاشی شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 21:52  توسط فرزند انقلاب  | 

شعر زیر را یکی از دوستان در قسمت نظرات گذاشته بود شعر جالبی است:

وطن یعنی بریزی در خیابان؟

بسوزی مسجدی را سهل و آسان؟

وطن یعنی خشونت های سبزی؟

توهم ها و صحبت های فرضی؟

وطن یعنی حمایت از اجانب؟

زنی تهمت به کاندیدای غایب؟

وطن باید شود سبز از سر زور؟

که دستورش رسید از آن ره دور؟

وطن یعنی اگر زورت زیاد است

بدان بی بی سی از دست تو شاد است؟!

وطن یعنی اگر کم مایه داری

تو را له میکند سرمایه داری؟

وطن یعنی دبی یعنی امارات؟

بساط و پیپ و قلیان و کراوات؟
***


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 11:42  توسط فرزند انقلاب  | 

سایت صدای آمریکا متعلق به سازمان سیا در انتخابات ایران بسیار فعال عمل کرد و سیاست های آمریکا را برای کودتای مخملی پیگیری می کرد.

 حال صرف نظر از جهت گیری سایت می توان در عکس زیر نفاق را درسیاست های این شبکه مشاهد نمود.4 روز قبل از انتخابات این سایت اعلام می کند که طبق نظر سنجی ها احمدی نژاد پیروز انتخابات است. اما دقیقا روز پس از انتخابات خبر از تقلب وسیع انتخاباتی می دهند.

 این عمل منافقانه مرا به یاد آیه 118 آل عمران می اندازد. «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد! آنها(منافقین) از هرگونه شرّ و فسادى در باره شما، كوتاهى نمى‏كنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد. (نشانه‏هاى) دشمنى از دهان (و كلام)شان آشكار شده؛ و آنچه در دلهايشان پنهان مى‏دارند، از آن مهمتر است. ما آيات (و راه‏هاى پيشگيرى از شرّ آنها) را براى شما بيان كرديم اگر انديشه كنيد.»

دشمنان با آنکه سعی دارند آنچه در دل دارند پنهان کنند ولی دشمنی از کلامشان آشکار می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 13:21  توسط فرزند انقلاب  | 

دولت اسلامی مسئله ای است که طی چند سال اخیر به یکی از مسائل روز تبدیل شده است . این مسئله از سال 84 و پس از روی کار آمدن گفتمان اصولگرا و عدالت طلب در فضای جامعه ما شکل گرفت. انقلاب اسلامی ایران پس از پشت سر گذاشتن مراحل امت سازی و حکومت سازی امروز به دنبال دولت سازی است تا بتواند دولت اسلامی را تشکیل دهد.

دولت اسلامی متعلق به جامعه اسلامی در مقابل جامعه مدنی قرار  می گیرد. در این نوشتار سعی می شود به بررسی دولت اسلامی و تفاوت آن با دولت مدرن بپردازیم.

در جامعه مدنی جامعه به سه قشر تقسیم می شود: دولت، احزاب و مردم. در این ساختار احزاب نقش واسطه برای ارتباط بین مردم و دولت را ایفا می کنند و احزاب بین حاکمیت و مردم قرار می گیرند مردم تنها از مجرای احزاب می توانند به دولت دسترسی داشته باشند. احزاب برای به دست آوردن *قدرت* و حاکمیت برای ماندن در قدرت تلاش می کنند و مردم نیز وسیله ای برای تدوام جریان قدرت بین احزاب و دولت است.

همانطور که مشاهده می شود مردم تنها زمینه بازی قدرت را فراهم می کنند و نقش چندانی در جهت گیری های قدرت ندارند.

در این ساختار ادعا می شود مشارکت سیاسی مردم افزایش یافته و مردم دارای هوش سیاسی بیشتری می باشند. اما آنچه که در عمل در این جوامع مشاهده می شود کاهش روز به روز مشارکت مردم در انتخابات هاست و مردم نسبت به مسائل سیاسی کشور بی تفاوت می باشند. دلیل این امر این است که مردم حاکمان را در خدمت خو نمی بینند، بلکه آنها را در خدمت منافع حزب خود می دانند. حاکمان نگاهی اشرافی دارند و بخاطر همین نگاه نمی توانند با طبقات مختلف جامعه ارتباط برقرار کنند.

اما جامعه اسلامی به دو دسته تقسیم می شود: دولت و مرد. که در این بین مردم باید ارتباطی مستقیم و بی واسطه با حاکمیت داشته باشند و مردم بدون اینکه صدایشان بلرزد خواسته های خود را از حاکمیت بخواهد. در این ساختار حکومت برای خدمت است و هدف آن خدمت به مردم و تلاش برای مردم است.

از ویژگی ها و شناسه های این دولت، ساده زیستی، دوری از اشرافی گری، مردم داری و... می باشد. گفتنی است که محور و پایه اصلی این دولت «عدالت» در این جامعه بدنه اجتماعی فعال است زیرا در مقابل توجه حاکمان به مردم، مردم نیز متقابلا به حاکمیت توجه داشتی و چگونگی تغییر در اوضاع حاکمان مورد اهمیت مردم خواهد بود.

در جامعه مدنی که یک جامعه بورژوا و بر اساس نظام سرمایه داری ست، جامعه به صورت نامتوازن رشد رشد می کند و سرمایه به سمت عده معدودی از جامعه می رود اکثریت جامعه از سرمایه های عظیم بی بهره می شوند. به تعبیری دیگر، ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر می شوند و تنها کسانی می توانند به حاکمیت برسند که جزو طبقه اشراف و سرمایه دار باشند.

هم اکنون ما شاهد هستیم که در جوامع غربی علی رقم اینکه ثروتمندترین افراد در آنجا هستند فقیرتین افراد دنیا نیز در آنجا بسر می برند. این فرایند موجب می شود که اکثریت مردم خود را حاکمان جدا ببینند که در نتیجه موجب می شود که مشارکت سیاسی را نسبت به احوال خو د بی تأثیر ببینند.

اما در دولت اسلامی که بر پایه عدالت است، آنچه که اهمیت دارد رسیدن هر فرد در جامعه به حق خود است. وقتی مردم می بینند در سایه این نوع حاکمیت راحتتر حق خود را بدست می آورند نسبت به آن بیشتر علاقه نشان می دهند و این ارتباط زمانی از استحکام بیشتری برخوردار است که مردم دولت را از جنس خود بدانند و براحتی بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

دولت نهم تجربه موفقیت آمیزی برای این ساختار می باشد. دولت نهم در چهار سال فعالیت خود ارتباط بسیار نزدیکی با مردم برقرار نمود و با حرکت به سمت عدالت و خدمت به مردم توانست گامی بلند به سمت دولت اسلامی بردارد.

مردم از نزدیک سخت کوشی های رئیس دولت را می دیدند، ساده زیستی و شجاعتوی را از نزدیک لمس کردند و دریافتند که وی نه از طبقه اشراف بلکه مردی از جنس خودشان است و با زبان آنها صحبت می کند. مردم دیدند که عدالت خواهی وی موجب شده بود فاصله طبقاتی در جامعه کاهش یابد.

بازخورد این نوع دولتداری را در انتخابات دهم دیدیم. جمهوری اسلامی توانست رکورد مشارکت سیاسی را بشکند و مردم رئیس جمهوری با رأیی بی سابقه برگزیدند.

به امید ظهور دولت یار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 15:37  توسط فرزند انقلاب  | 

دکتر محمود احمدي نژاد دولت دهم را رقم زد و اين روزها يگانه هاي خود را يکي يکي در معرض نمايش قرار مي دهد. گويا حوادث براي رئيس جمهور منحصر به فرد يکتاست. شايد اولين رئيس جمهوري باشد که صاحب اين همه رکورد باشد.

مثلا اينکه اولين رئيس جمهوري است که به اين شدت تخريت شده است، اولين رئيس جمهوري که به تنهايي توانست دشمنان را به اين شدت عصباني کند، اولين رئيس جمهوري که تمام مشکلات کشور را لمس کرده است و به همه جاي آن سفر نموده، اولين رئيس جمهوري که همه طرفداران انتخاباتي اش نتوانستند يک نفر از نزديکانش را از وي دور کنند و...

اما يکي از اين اولين ها که براي دکتر احمدي نژاد رقم خورد، نگاه ميکروسکوپي به دولت بود. در علم مهندسي نگاه ميکروسکوپي به نگاهي اطلاق مي شود که به بررسي ذرات ريز ماده مانند اتم و مولکول توجه مي شود و رفتار آنها مورد بررسي قرار مي گيرد، تغييرات و حرکات ماده در اندازه هاي بسيار ريز اندازه گيري مي شود. همانطور که از اسم آن نيز پيداست اين بررسي ها توسط ميکروسکوپ انجام مي شود.

 اين روزها نيز رفتار دکتر احمدي نژاد توسط طرافداران، متقدان و مخالفان، به صورت ميکروسکوپي رصد مي شود. اين اولين باري است که ريز به ريز رفتار يک دولت به اين صورت بررسي و نقد مي شود و تا بحال دولت اينقدر شفاف در مقابل مردم نمايان نبوده است.

جناب آقاي دکتر احمدي نژاد اين افتخار را دارد که توانسته است، جمهوري اسلامي را وارد مرحله جديد نمايد. اين در حالي است که در دولت ها گذشته، مسئله اصلي بر سر رويکردها بود؛ انتقاد ها بر سر مسائل اساسي همچون ماهيت نظام، خط امام، عدالت، استقلال و ... بود. به ياد داريم که در دولت گذشته رئيس جمهور اصالت را بر آزادي داده بود نه به دين و بين آزادي و دين، آزادي را انتخاب مي نمود. در دوره سازندگي توسعه بر عدالت ارجحيت داشت و قشر آسيب پذير بايد زير چرخ توسعه له مي شدند.

اما امروز فضاي انتقادي نسبت به دولت درون گفتمان است و سرسخت ترين طرفداران دولت، سرسخت منتقدان (نه تخريب گران) وي مي باشند. اين بيانگر اصلاح طلبي واقعي و بالاتر از آن اصولگرايي واقعي مي باشد.

به وجود آمدن اين ديد نشانه رشد و بلوغ جمهوري اسلامي مي باشد، يعني يک قدم به سمت ايده آل ها حرکت نموده ايم و براي اصلاحات جزئي عملکرد درون گفتماني تلاش مي شود. در اين مرحله کار دولت دو چندان شده است و براي اصلاح اين جزئيات در اندازه ميکروسکوپي بايد دقت و تلاش بسياري انجام دهد.

 به تبع، کار براي منتقدان و نخبگان نيز سخت شده است. عرصه جديد جمهوري اسلامي نيازمند ادبيات انتقادي جديدي مي باشد. تا کنون ادبيات انتقاد مبتني بر يک ساختار ژورناليستي غربي بوده است که آفت هاي بسيار زيادي در جامعه به وجود آورده است من جمله القاي سياه نمايي، دروغ پراکني، ايجاد شايعات و... . ايجاد اين نوع ادبيات بر اساس مولفه هايي مي باشد که بررسي آنها در اين نوشتار نمي گنجد.

يکي از آفت هايي که در نگاه ميکروسکوپي به دولت وجود دارد، ايده آل گرايي افراطي مي باشد. يکي از تاکتيک ها عمليات راني، که براي اعتبار زدايي به کار مي رود، اشاره به نقطه ايده آل است. در اين تاکتيک با دست گذاشتن بر روي نقطه ايده آل، آن چيزي که جلوه مي کند تنها نواقص و معايت است که موجب سياه نمايي مي شود. پس در اين نگاه اگر به برايند کلي توجه نشود ممکن است آسيب هاي جدي به جامعه و دولت وارد شود و عدم توجه به حرکت کلي موجب مي شود که تاکتيک رواني نقطه ايده آل به طور مخرب ظاهر شود.

در اين روزها نيز حوادثي نظير عزل و نصب هاي رئيس جمهور –که البته خالي از اشکال هم نيست- موجب شده است که تعبير هايي نظير ضد ولايت فقيه، ولايت ناپذير و... نثار دولت شود. که اين برچسب ها عين بي انصافي در حق دولت و چسم بست بر روي دولت ولايي و مکتبي است. غالب اين نظرها بر اساس اخبار غير موثق و تأييد نشده مي باشد که البته پس از آشکار شدن حقيقت کذب بودن آنها معلوم مي شود. يکي از مولفه هايي که در ادبيات انتقادي بايد به آن توجه شود صحت خبر است که در آموزه هاي ديني به آن تأکيد فراوان شده است.

عدم وجود نگاه ماکروسکپي(نگاه جامع) موجب شده است که امتيازهاي بي نظير و منحصر به فرد دکتر احمدي نژاد را ناديده بگيريم و از ايشان چهره نامناسبي ارائه دهيم. نبايد فراموش کرد که مقام معظم رهبري در وصف اين دولت فرمودند که اين (دولت) همان چيزي است که ما مي خواستيم.

پس نبايد از ياد برد که رئيس دولت دهم، شجاع، سخت کوش و هوشمند است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 15:3  توسط فرزند انقلاب  | 

چند روز پیش توی گروپ مثلا طرفدارای میرحسین موسوی خوندم که موقع پخش سخنرانی دکتر احمدی نژاد تمام وسایل برقی از جمله اتو، سماور و ... رو به برق بزنیم تا فشار برق زیاد بشه و برق ها قطع بشه. این مطلب به عنوان یکی از راه حل های ضربه زدن به جمهوری اسلامی مطرح شد.

جالبه تو همین گروپ ها به راحتی از انقلاب و براندازی و ... حرف میزد و موقع درگیری ها از راهکارهای خیلی رویایی برای براندازی حرف میزد و حالا دیگه کارشون به جایی رسیده که برای براندازی دست به دامان سماور برقی شدن.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 12:5  توسط فرزند انقلاب  |